قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1241
تاريخ الفي ( فارسى )
دست از برادرانش باز دارد . بنابراين به فرمان ابو مسلم مفرشى بر دهن عبد اللّه گذاشته تا نفسش منقطع گشت . قبر او الحال در هرات به « مزار سادات » « 1 » مشهور است . * * * [ خروج ابوحوزه و طالب الحق ] و از جمله وقايع اين سال خروج ابو حمزه « 2 » و طالب الحق « 3 » است در ولايت يمن . كيفيت اين واقعه آنكه ابو حمزه و عبد اللّه بن يحيى ، كه او را طالب الحقّ گفتندى ، بىآنكه از حال ابو مسلم خبر داشته باشد در صنعا لباس سياه پوشيده و اعلام سياه برافراخته ظاهر شدند . « 4 » طالب الحق در صنعا توقّف نمود و ابو حمزهء خارجى متوجّه مكّه گشت . اهل مكّه و غربا كه حجّ گزارده بودند از اين صورت خبر نداشتند كه ناگاه در عرفات جمعى از سواران سياهپوش با علمهاى سياه مسلّح و مكمّل پيدا شدند . خلايق بسيار ترسيدند و از ايشان پرسيدند كه شما چه كسانايد ؟ گفتند : مردمانايم كه به خلافت بنى اميّه و مروان بيرون آمدهايم . چون اين خبر به عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك ، كه از قبل مروان حاكم مكّه و مدينه بود ، رسيد به ابو حمزه پيغام فرستاد كه الحال موسم حج گزاردن است . بايد كه از جانبين تعرّض واقع نشود . ابو حمزه ملتمس او را قبول نمود . چون خلق از مناسك حج فارغ شدند عبد الواحد به جانب مدينه متوجه شد و ابو حمزه بىكلفت و جنگ به مكّه درآمد . عبد الواحد در مدينه لشكريان را بنواخت و زياده از مرسوم مقرّرى بديشان داده عبد العزيز بن عبد اللّه بن عمرو بن عثمان را در آن بلدهء طيّبه به خلافت نصب كرده خود با لشكرهاى آراسته متوجّه ابو حمزه گشت . چون به منزل عقيق رسيد ابو حمزه نيز از مكّه با سپاهى عظيم بيرون آمده به عبد الواحد پيغام فرستاد كه : ما هوس جنگ نداريم . از سر راه ما دور شويد تا بگذريم . اهل مدينه از اين سخن چنين فهميدند كه ابو حمزه ترسيده ، بنابراين به سخن او التفات نانموده متوجّه جنگ شدند . ابو حمزه ظاهرا از جنگ ابا مىنمود تا آنكه در محلّ فرود آمدن عبد الواحد در منزلى از منازل « 5 » ابو حمزه بىخبر بر ايشان ريخت . ايشان نيز در ساعت مستعدّ شده متوجّه جنگ شدند .
--> ( 1 ) . ابن اثير مىنويسد : « قبر او در هرات زيارتگاه است . » ؛ - الكامل ، ج 8 ، ص 294 نيز ؛ - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 247 . ( 2 ) . نام كامل وى ابو حمزه مختار بن عوف ازدى بصرى است . ( 3 ) . وى عبد اللّه بن محمّد بن يحيى حضرمى معروف به « طالب الحق » بود . ( 4 ) . پيش از اين ابو حمزه مختار در معدن بنى سليم - در حوالى مدينه در راه نجد - از همين سخنان گفته بود و كثير بن عبد اللّه ، فرماندار آنجا ، از بابت اين حركت چهل تازيانه به او زد ؛ - نهاية الأرب ، ج 6 ، ص 414 . ( 5 ) . نام اين منزل قديد بود .